خرید بک لینک
بالاخره خواب های شبانه ام تعبیر شد...

چه خوب شد ک بازگشتی،دلم پر میزد برای هوای تو

در چشمان زیباید خیره میشوم و غرق میشوم در عمق نگاهت،انگار تمام احساست را در چشمانت جمع کردی ک اینگونه آتش میزند بر قلبم،هر بار که به چشمانت نگاه میکنم گر میگیرم از حس خواستنت....

نمیدانم که چه شد اینگونه عاشقت شدم، چه معصومانه به سمتم آمدی،و من چه بی پروا تمنایت کردم

تو مرا اسیر کردی،اسیر نگاهت... و من این اسارات را به جان دل میخرم

برچسب: نویسنده: هلیا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:04

صفحه بندی