خرید بک لینک

بازميايي

بازميايي

تو رفتي و من ماندم ميان هياهوي آدمي، تو رفتي و صورتم يخ زد از نبود گرماي دستانت، چشمانم به در ماند تا تو بيايي و آن را بگشايي!!!

نميدانم چند روزي است كه پلك هايم يكديگر را نوازش نكرده اند، حتي نميدانم چند شنبه بود كه كوله بارت را بستي و رفتي،فقط يك چيز را خوب ميدانم اينكه تو رفيق نيمه راه نبودي ،روزي باز خواهي گشت...

برچسب: نویسنده: هلیا اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 10:10

صفحه بندی