چه واژه وروجكي است اين ترس!با اينكه بيش از سه حرف نيست اما چه بر سر آدم كه نمي آورد!!!!
گاهي ميترسي از رفتن و ميماني اما در اخر ميبيني كه اگر به موقع با ترست مبارزه ميكردي و ميرفتي برايت خوب بود و يا برعكس گاهي كه بايد بماني ميروي و متهم ميشوي به بي عاطفگي...
بايد روزي دست ترس هايت را بگيري و به عمق حوادث شيرجه بزني،انگاه است كه يكبار براي هميشه او را شكست ميدهي و ديگر دغدغه خيلي چيزها را نداري..
برچسب:
نویسنده: هلیا اکبرینژاد